تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد
کاش میشد اشک را تهدید کرد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

1- سال نو مبارک

2- میدونم خیلی تاخیر دارم

3- منتظرم زندگی جدیدم شروع بشه تا راوی قصه هم نو بشه

4- شاد و خوشبخت باشید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : بنفشه

سلام

فکر میکردم که بخاطر این تاخیرها دوستای وبلاگیمو از دست بدم اما نه تا این حد

خیلی از دوستام دیگه نمینویسن و رفتن خیلی ها هم چون مدت طولانی اینجا بروز نشده دیگه سر نمیزنن

اکی ... زندگی در حال تغییره

 

قصد دارم از این به بعد روزنوشته‌هامو اینجا بزارم، برنامه‌هامو، چیزایی که تو زندگیم پیگیر میشم یا رخ میده و .... اینطوری همیشه یه دفتر خاطرات آنلاین دارم

میدونم یه مدت طول میکشه تا روتین بشم اما خب مینویسم، شعرهامو هم توی WWW.BANAFSHESALEHI.BLOGFA.COM میتونید بخونید میزارمشون اونجا

امیدوارم به تغییرات مثبتی که تو زندگیم رخ داده و امیدوارترم به اونایی که رخ میده.

به زودی همه چیز رو خواهم نوشت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 دی 1391 :: نویسنده : بنفشه

هو المجبوب، المجنون و  .............

 

سلام

بیشتر از 20 ماهه که اینجا بروز نشده، هک شده بود . به در و دیوار کوبیدم که پسش بگیرم اما خب نشد تا دیروز

که خیلی اتفاقی بالاخره تونستم برش گردونم  تو این مدت باید از خیلیا تشکر کنم که کمکم کردن خیلیا مثل خود

مدیریت میهن بلاگ چون هییییییییییییییییییییییییچ و هیییییییییییییییچ و هیییییییییییچ کاری نکردن و با وجود صدها

ایمیل و کامنت و ... زحمت به خودشون ندادن که کاری کنن من بتونم وبلاگمو برگردونم

 

حالا :

 

تو این مدت اتفاقات زیادی افتاد تلخ و شیرین روشن و تیره و ...................... که خب مهمترینشون این بود که :

 

 

من از "بنفشه صالحی" به "بنفشه رخشانفر" تبدیل شدم

من و محمد - آمل - تعطیلات آلودگی هوا - آذر 91

 

 

 

دوسش دارم، عاشقش نیستم، اما دوسش دارم و میدونم برای چی دوسش دارم. محمد منو با تمام کم و کاستم

دوست داره و توی این 5 ماه کوچکترین ناراحتی‌ای حتی در حد یه اخم هم بینمون پیش نیومده . با محمد شادم، دنیا

مال منه و هیچ چیزی نمیتونه ناراحتم کنه. یه کوهه پشتم و با اون هیچ چیزی رو دوشم فشار نمیاره و چشمام رو تر

نمیکنه . محمد نمونه بارز یک مرده، مردی که میدونه از زندگیش چی میخواد و چی داره. ما با همه صداقتمون و بدون

کوچکترین راز و تظاهری ازدواج کردیم و مثل یه شیشه‌ایم برای هم که تمام منظره پشتش پیداس . خوشحالم که وارد

زندگیم شد چون رنگ دیگه ای گرفته زندگیم . هرچند روزای خوبی رو تجربه میکنم اما امیدوارم زودتر برم سر خونه و

زندگی خودم اگر چه جدایی از بابا و مامان برام سخته

 

 

 

من و محمد - کافه 5 ستاره گیشا- سور نامزدی فرشید و مینا

 

تنها چیزی که کمی باعث ازردگیم میشه، نصیحتیه که خواهرم عاشقانه بهم میکرد و من نمیفهمیدمش و اونم اینه که

چرا سالهای عمرم رو برای کسی هدر دادم که الان میفهمم واقعا ارزشی نداشت، اگر داشت، اگر انسال بود و اگر ...

نمیخوام بهش فکر کنم به هیچ چیز جز محمد، درخشش لبخندش و خوشبختیم

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 آذر 1391 :: نویسنده : بنفشه
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم كیستم
سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره‌ام ، هر قدر بی‌مهری كنی می‌ایستم
تا نگویی اشك ‌های شمع از كم طاقتی ست
در خودم آتش به پا كردم ولی نگریستم
چون شكست آیینه، حیرت صد برابر می‌شود
بی‌سبب خود را شكستم تا ببینم چیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
كاش قدری پیش از این یا بعد از آن می‌زیستم

فاضل نظری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 فروردین 1390 :: نویسنده : بنفشه
راهی شب شده ام
خسته و دلزده ام
راه بس تاریک است و در این تاریکی رشته ی افکار من درگیر است
آه، صدایی آمد
زوزه ی گرگی بود و چه آرام و قشنگ
درد دل را میگفت ناله اش حساس بود
از صدای گرگ بر فراز آن کوه بلند من به خود لرزیدم
نه به این خاطر که صدا از گرگی بود
و نه تاریکی شب و نه آن کوه بلند، دره ی تنگ
بلکه آن صدا خاطره اش آشنا بود
نمیدانم کجا؟
آه نه، صبر کن!
آن صدا، بله آن سد بلا
همهه ی شهرم بود
بله آن قول وفا، جور و جفا در دیار من بود
آن صدا، صدای گرگ نبود صدای مرد نبود
چون در شهر من دیگر مرد نبود
که پر از نامردی در دلش خفته شدست اکنون شب شده است
گرگ ها جمع شده اند
چه کسی را بدرند
نگاهی به خودم انداختم
همچنان اینجایم!!


پ.ن:

سال 1390 مبارك
سالی سرشار از سعادت و سلامت رو برای همه آرزومندم
سال خوبی داشته باشید
به زودی راه میندازمش دوباره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 فروردین 1390 :: نویسنده : بنفشه


عاشقتم
كاش صب بهت گفته بودم چقدر دوست دارم
چقدر خوشحالم از اینكه با هم همقدم شدیم
چقدر خوشحالم از ااینكه دارمت و پیشمی
كاش گفته بودم از شبایی كه یهو از خواب میپرم و تنها نگاه كردن به صورتت تو آرومم میكنه
به روزایی كه با ذوق گوشی تلفن رو از دست بچه های اداره میگیرم و با افتخار بهشون پز میدم كه ببین مامانم روزانه چند بار زنگ میزنه
از روزایی كه مثل جهنمه وقتی زنگ نمیزنی اداره و یا دلم برات تنگ میشه اینجا
از دلیل تموم بهونه گیریام كه چیزی جز التماس محبت بیشترت نیس
از از از ...........


چرا همیشه عین احمقا وقتی كه باید بگم لال میشم
قول میدم قول میدم وقتی از اتاق عمل بیای بیرون همه رو بهت بگم
دوست دارم عاشقتم و... هیچ كدوم نمیتونن احساسمو بهت نشون بدن


خدایا كمكم كن
كمكش كن
كمكمون كن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 بهمن 1389 :: نویسنده : بنفشه



میدانی چه احساسی دارم ؟

وقتی می‌آیی، میبینیم، می‌شنویم، احساسم میكنی وبا غمم آشنا میشوی

وقتی ابرو در هم میكشی و لوچه آویزان میكنی و اشك به چشم می‌آوری و نچ نچ ها و آه هایت گوش فلك را كر میكند

و قصد میكنی تا آخر بمانی و غمخوارم باشی و بعد

می روی و می روی و می روی  و باز هم میروی

 و در دلت به من میخندی و میان قاه قاه خنده های دلت می گویی « خدا شفا دهد تمام دیوانگان را» و دیگر تو را نمیبینم

میدانی چه احساسی دارم؟

لابد در دلت میگویی زین پس حزنم افزون خواهد شد از ندیدنت و نشنیدنم و نخواندنم و دوریت

با غم همنشین و با اشك همخوابه خواهم شد

آسمان سیاه و بر سرم خراب خواهد شد

نیمه شب تمام جنیان و مه رویان از ناله هایم دلتنگ و دلگیر خواهند شد

نه؟

اما میدانی چه احساسی دارم؟

شانه بالا می اندازم و میخندم و خدارا شكر خواهم كرد كه بنی آدم تو اعضای یكدیگر نیستند مثل من

من این درد را كشیده ام بسیار طاقت فرساست و من به حرمت گوشهایت، چشمهایت، لبخند هایت، افسوسهایت و تمام "هایت‌" هایی كه دمی برای من بود این رنج را برای تو نمیخواهم

خدا را شكر كه بنی آدم تو اعضای یكدیگر نیستند


پ.ن:
امروز بعد اتاق فكر یهو به ذهنم رسید




نوع مطلب : اشعار در پیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 بهمن 1389 :: نویسنده : بنفشه

 

نبش قبر خاطرات من

 

به توبرمی گردد

 

تمسخری که در چشمانت پیداست

 

گذشته را در مسیر چشمانم

 

 به تصویر می کشد

 

من از تمام صبح هایی که باید

 

به خاطر شب می دویدم

 

می ترسیدم

 

نوسان خیالم را

 

در مسیر قرنهای یخ زده

 

در به در می کردم

 

من مسافر نبودم

 

تکه ای بودم

 

از ستاره های خاموش



پ.ن:
امیدوارم همونی باشه كه میخواستی..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 بهمن 1389 :: نویسنده : بنفشه
کنار می آیم
با همه چیز...
چون زنان روسپی
با همه کس...
به من بگو
کنار اینهمه
چرا؟
با نبودن تو کنار نمی آیم؟؟



پ.ن:
چرا؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 دی 1389 :: نویسنده : بنفشه


 

 

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

 

و دست منبسط نور روی شانه  آنهاست

 

نه، وصل ممکن نیست

 

همیشه فاصله‌ای است

 

اگرچه منحنی آب بالش خوبی است

 

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر

 

همیشه فاصله‌ای است دچار باید بود

 

وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف

 

حرام خواهد شد

 

و عشق

 

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست

 

و عشق

 

صدای فاصله هاست

 

صدای فاصله‌هایی که غرق ابهامند

 

نه، صدای فاصله‌هایی که مثل نقره تمیزند

 

و با شنیدن یک هیچ می‌شوند کدر

 

همیشه عاشق تنهاست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 10 دی 1389 :: نویسنده : بنفشه
گیرم تورا فراموش كنم
با عكست در قاب دلم چه كنم

گیرم نگاهت را فراموش كنم
با سوسوی ستاره شبهایم و برق نگاهت چه كنم

گیرم صدایت را فراموش كنم
با زمزمه‌های لالایی‌هایت چه كنم

گیرم لبانت را فراموش كنم
با انگاره لبخندت در روزگارم چه كنم

گیرم دستانت را فراموش كنم
با گزگز دستانم از سرمای هوا چه كنم

گیرم قلبت را فراموش كنم
تیك تیك های قلبم را بدون تاك تاك چه كنم

گیرم پاهایت را فراموش كنم
نقش قدمهایت را بر سنگفرش چه كنم

گیرم تو را فراموش كنم
جاده بی‌انتها را چه كنم
خاطره ات را چه كنم
غم غربت را چه كنم
....
....
....
گیرم تو را فراموش كنم
با دل دلمرده‌ام چه كنم
با تو چه كنم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 دی 1389 :: نویسنده : بنفشه

سلام

 

 

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

این که عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌ گیری که بوسه ‌ها قرارداد نیستند

و هدیه ‌ها، معنی عهد و پیمان نمی ‌دهند.

 

کم کم یاد می گیری

که حتی نور خورشید هم می ‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای این که

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد می گیری که می توانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می ‌گیری که خیلی می ‌ارزی.

 

خورخه لوییس بورخس


پ.ن
:
1-
دلم بازم كربلا میخواد خیلی زیاد خیلی زیاد

.......................................................................-2





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 آذر 1389 :: نویسنده : بنفشه

میلادها كه رو به زوال میروند
تكرار در آینه نقش میبندد
لیك من طعم گس این لبخندها را خوب میشناسم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 19 آذر 1389 :: نویسنده : بنفشه

سلام

السلام علیك یا اباعبدالله
السلام علیك یا اباالفضل العباس
السلام علیك یا امیرالمومنین






























پ.ن:


سه شنبه میرم
حلالم كنید
حلال


نائب الزیارة همتون میشم و برااتون دعا میكنم اگه قابل باشم



حلالم كنید حلال




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 آبان 1389 :: نویسنده : بنفشه
سلام


کاش می فهمیدی
که شبی قلب مرا باران برد
کاش می فهمیدی
که تو باران بودی
کاش می دانستی که سکوتت تلخ است
آه این دیوار است
و تو یک قاب به این دیواری
آنشب آرام تو را می دیدم
که مرا می بردی
به کجا!
کاش نمی دانستم
روح و قلب و نفسم مال تو بود
تو مرا می بردی به سکوت ساحل
و تو ساحل بودی
آنشب از عشق برایت گفتم
از همان پل که میان من و توست
و تو عابر بودی
که گذشتی از من و گذشتم از پل
هیچ در یادت هست؟!
آنشب از درد برایت گفتم
از همان درد شکستن در هیچ
که شکستی در من و شکستم در خویش
هیچ در یادت هست
من تو را بوسیدم
تو مرا سوزاندی
و تو آتش بودی و تو آتش هستی …



پ.ن:

باز هوا بارونی شد
لعنت به من به تو به بارون و به همه خاطره ها




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 آبان 1389 :: نویسنده : بنفشه
گفتم ای ساده دل ساده ٬ فراموشش کن

تا کجا چشم بدین جاده ٬ فراموشش کن

دست بردار از او ٬ خاطره بازی کافی ست

فرض کن گل نفرستاده ٬ فراموشش کن

مردمان نگــــــــــهش قــله نشینند هــــنوز

دل که در دره نیفتاده ٬ فرامــوشش کن

گفتم این تکه غزل را بفرستم نزدش

دل ولی گفت نشو ساده ٬ فراموشش کن

به شما بر نخورد پای غزل بود و شکست

اتفاقی ست که افتاده ٬ فراموشش کن


پ.ن:

نمیتونم فراموشش كنم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 آبان 1389 :: نویسنده : بنفشه
الا ای رهگذر منگر چنین بیگانه بر گورم
چه میخواهی چه میجویی در این کاشانه ی عورم
چسان گویم چه میجویی حدیث قلب رنجورم
از خوابیدن
در زیر سنگ و خاک و خون خوردن
نمی دانی چه میدانی که اخر چیست منظورم؟
تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم
کجا میخواستم مردم حقیقت کرد مجبورم
فتادم در شب ظلمت به قعر خاک پوسیدم
ز بس کی با لب محنت زمین فقر بوسیدم
همان دهری که با پستی بسندان کوفت دندانم
به جرم اینکه انسان بودم و میگفتم انسانم
کنون ای رهگذر
در قلب این سرمای سرگردان
به جای گریه بر قبرم بکش با خون دل دستی
که تنها قسمتش زنجیر بود از عالم هستی
به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر با شادی
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت
نعش آزادی !!



پ.ن:
نمیدونم چرا .........................
دلم برات تنگ شده ... نمیدونم چرا نمیتونم برات فاتحه بخونم ... باورم نمیشه هنوز




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 مهر 1389 :: نویسنده : بنفشه
سلام


داییم فوت كرد
كسی كه یه روزی جونشو برای این مملكت گذاشت
كسی كه یه روزی 2هزار تا سرباز جلوش خبردار وایمیستادن
كسی كه تمام ...................................................

امروز دیگه نیس
مرده
در اوج غربت


كی میگه فقط امام حسین مظلوم بوده؟!


پ.ن:

اول و آخر: دنیا ازت متنفرمممممممممممممممممممممممممممممم

تا همیشه: دایی دلم برات تنگ میشه خیلی زیاد اما ازت صاف نمیشه كه باهامون خداحافظی نكردی

تا دم مرگ: دایی دوست دارم خیلی زیاد. ببخشید برای همه كوتاهیا و اشتباهاتم . حلالم كن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مهر 1389 :: نویسنده : بنفشه




سیمین بهبهانی درد كهنه زن
ایرانی را چه زیبا فریاد میكند:



 زنی را می شناسم من

 که شوق بال و پر دارد

 ولی از بس که پر شور است

 دو صد بیم از سفر دارد



 زنی را می شناسم من

 که در یک گوشه ی خانه

 میان شستن و پختن

 درون آشپزخانه



 سرود عشق می خواند

 نگاهش ساده و تنهاست

 صدایش خسته و محزون

 امیدش در ته فرداست



 زنی را می شناسم من

 که می گوید پشیمان است

 چرا دل را به او بسته

 کجا او لایق آنست



 زنی هم زیر لب گوید

 گریزانم از این خانه

 ولی از خود چنین

 پرسد

 چه کس موهای طفلم را

 پس از من می زند شانه؟



 زنی آبستن درد است

 زنی نوزاد غم دارد

 زنی می گرید و گوید

 به سینه شیر کم دارد



 زنی با تار تنهایی

 لباس تور می بافد زنی در کنج تاریکی

 نماز نور می خواند



 زنی خو کرده با زنجیر

 زنی مانوس با زندان

 تمام سهم او اینست

 نگاه سرد زندانبان



 زنی را می شناسم من....





زنی را می شناسم من....

 که می میرد ز یک تحقیر

 ولی آواز می خواند

 که این است بازی تقدیر



 زنی با فقر می سازد

 زنی با اشک می خوابد

 زنی با حسرت و حیرت

 گناهش را نمی داند



 زنی واریس پایش را

 زنی درد نهانش را

 ز مردم می کند مخفی

 که

 یک باره نگویندش

 چه بد بختی چه بد بختی



 زنی را می شناسم من

 که شعرش بوی غم دارد

 ولی می خندد و گوید

 که دنیا پیچ و خم دارد



 زنی را می شناسم من

 که هر شب کودکانش را

 به شعر و قصه می خواند

 اگر چه درد جانکاهی

 درون سینه اش دارد



 زنی می ترسد از رفتن

 که او شمعی ست در خانه

 اگر بیرون رود از در

 چه تاریک است این خانه



 زنی شرمنده از کودک

 کنار سفره ی خالی

 که ای طفلم بخواب امشب

 بخواب آری

 و من تکرار خواهم کرد

 سرود لایی لالایی



 زنی را می شناسم من

 که رنگ دامنش زرد است

 شب و روزش شده گریه

 که او نازای پردرد است



 زنی

 را می شناسم من

 که نای رفتنش رفته

 قدم هایش همه خسته

 دلش در زیر پاهایش

 زند فریاد که بسه



 زنی را می شناسم من

 که با شیطان نفس خود

 هزاران بار جنگیده

 و چون فاتح شده آخر

 به بدنامی بد کاران

 تمسخر وار خندیده



 زنی آواز می خواند

 زنی خاموش می ماند

 زنی حتی شبانگاهان

 میان کوچه می ماند



 زنی در کار چون مرد است

 به دستش تاول درد است

 ز بس که رنج و غم دارد

 فراموشش شده دیگر

 جنینی در شکم دارد



 زنی در بستر مرگ است

 زنی نزدیکی مرگ است



 سراغش را که می گیرد

 نمی دانم؟

 شبی در بستری کوچک

 زنی آهسته می میرد



 زنی هم

 انتقامش را

 ز مردی هرزه می گیرد

 زنی را می شناسم من

 زنی را....

 «سیمین بهبهانی»




پ.ن:
1- اولین بارون پاییز امسال رو دیشب تجربه كردم
از خیابون بهار شیراز تا پارك لاله بدون تو بدون من و با سكوت
گلی شدم خیس شدم كثیف شدم اما نمردم
بازم میتونم بارونها رو تجربه كنم بدون تو
2-دیروز همه اسمساتو از همه گوشیام پاك كردم بدون حتی یه قطره اشك و بدون هیچ حزنی
3- بال را او داشت پریدن را من میدانستم حیف شد ما نشدیم و زمینگیر شدیم
حیف شد چون مردی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 مهر 1389 :: نویسنده : بنفشه


امروز
                       

                             29 ساله شدم
                            
                                      
                                                                             فقط همین ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 شهریور 1389 :: نویسنده : بنفشه
من سازم
بندی آوازم
برگیرم
بنوازم
برتارم زخمه "لا" می زن
راه فنا می زن
من دودم
میپیچم
می لغزم
نابودم
می سوزم، می سوزم
فانوس تمنایم
گل کن تو مرا و در آ
آیینه شدم
از روشن و از سایه بری بودم
دیو و پری آمد
دیو و پری بودم
در بی خبری بودم
قرآن بالای سرم
بالش من انجیل
بسترمن تورات
و زبر پوشم اوستا
میبینم خواب: بودایی در نیلوفر آب
هر کجا گل های نیایش رست
من چیدم
دسته گلی دارم
محراب تو دور از دست
او بالا من در پست
خوشبو سخنم نی؟
باد "بیا " می بردم .. بی توشه شدم در کوه " کجا"، گل چیدم ، گل خوردم
در رگ ها همهمه ای دارم
از چشمه خود آبم زن ، آبم زن ...
و به من یک قطره گوارا کن ، شورم را زیبا کن
باد انگیز، درهای سخن بشکن ، جاپای صدا می روب
هم دود "چرا" می بر ، هم موج "من" و "ما"و "شما" می بر
ز شبنم تا لاله بیرنگی پل بنشان، زین رویا در چشمم گل بنشان، گل بنشان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 مرداد 1389 :: نویسنده : بنفشه
این روزهایم كش می‌آیند
غم ها هم به پاهایم آویخته اند
خسته شده‌اند از این همه تكرار
از این همه با من بودن
حنجره ام فریاد میخواهد
فریادی در میان همه باد و زوزه مرگ
نه میان جمجمه ام

خسته ام از این همه تكرار
از با هم بودن
از با غم بودن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : بنفشه
نه وصل ممكن نیست
همیشه فاصله ای هست
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی كه غرق ابهامند
نه
صدای فاصله هایی كه مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یك هیچ می شوند كدر
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست
و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند
و او ؤ ثانیه ها بهترین كتاب جهان را
به آب می بخشند
و خوب می دانند
كه هیچ ماهی هرگز
هزار و یك گره رودخانه را نگشود


پ.ن:
خسته و غمگینم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 تیر 1389 :: نویسنده : بنفشه
سلام


هنوز گاهی شیطنت ِ چشمهایت
روی صورتم راه می رود؛
لبهایم ناخودآگاه باز می شود به لبخند،
و گونه هایم ، گُر میگیرند.
صورتم را عقب میکشم
مبادا فریبم دهی و باز...
هنوز گاهی شیطنت ِ دستهایت
گَل میکند میان دستهایم؛
انگشتهایم از خوشی تیر می کشند...
هنوز گاهی
من هستم و تو ؛
میان همین خاطرات ِ محدود
و صدایت
که جایی میان نفسهایم جا مانده است...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 تیر 1389 :: نویسنده : بنفشه




 حماقت كه شاخ و دم نداره
نمیتونم چشمامو ببندم
حماقت نمیكنم دیگه




***


حالا تو دست بی صدا
دشنه ما شعر و غزل
قصه مرگ عاطفه
خوابای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم
خوبی ما دشمنیه
كاش من و تو میفهمیدیم
اومدنی رفتنیه
اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده اون روز با ما بود

كسی حرف منو انگار نمیفهمه
مرده زنده خواب و بیدار نمیفهمه
كسی تنهاییمو از من نمی دزده
درد ما رو در و دیوار نمیفهمه

واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
قلب امروز من خالی تر از دیروزه


سقوط من در خودمه
سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه
دشمنیا مصیبته
سقوط ما مصیبته
مرگ صدا مصیبته
مصیبته حقیقته
حقیقته حقیقته

تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن
سپیده امروز با ما بود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 14 تیر 1389 :: نویسنده : بنفشه
سلام


از پاسخ من معلمان آشفتند
از حنجرشان هر چه درآمد گفتند
اما به خدا هنوز من معتقدم!
از جاذبه ی تو سیب ها می افتند



پ.ن:

اخطار : به زودی در این مكان اتفاق جبران ناپذیری  خواهد افتاد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : بنفشه


عهد می‌بندم با تو

چنان زنده‌ات کنم

که از صدای نشتن گرد و غبار بر اشیا

گوش‌هایت کر شوند

و شانه‌هایت از تمنای رویش بال

تاول خواهند زد

و خاطراتت از نو زاده خواهند شد

همچون روز اول آفرینش جهان!!!

(نیما کاسیان)



پ.ن:


اون روز رو میبین

دور نیست

منتظر باش










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 فروردین 1389 :: نویسنده : بنفشه



 سلام


من از تو دل نمی برم اگر چه از تو دلخورم

اگرچه گفته ای ترا به خاطرات بسپرم

 هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام

 منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی

من شکست داده را خودت برنده می‌کنی

 نیامدی و سال‌ها نظر به جاده دوختم

بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم


رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها

 همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها

 صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی.....




پ.ن:

1 - توی ادامه مطلب میتونی دعای شرف الشمس رو پیدا كنی
2- نمیدونم چرا انقدر عصبیم...حالم خوبه اما عصبیم ... رایا دیشب میگفت خاله خیلی بد اخلاق شدی این چند روزه ... واقعا انقدر بداخلاقم كه این بچه 4 ساله هم میفهمه؟
3- كلاسام شروع شده و از 28ام هم باید برم دانشگاه خدا كنه حال و هوام عوض بشه
4-میدونی چیه ؟ من خودمو گم كردم
5- ......................


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 فروردین 1389 :: نویسنده : بنفشه
سلام


مشکلی نیست
فقــــــــــط
روزگار غم بار است
دیدگانم نم ناک
خسته و دل زده ام از هر چیز
نای رفتن
یار نیست پای مرا
سرگذشتم نه سیاه - نه سپید
اندکی نارنجی
دوردست نیز نمایانم نیست
کور سویی که در آن تاریکی است
نه که تحریک کند
شوق مرا
بر ماندن
بر رفتن ....
مانده ام سر گردان
بر چرایی زمان
بر گذشتی که نه خوش بود - نه بد
نه که شیرین - نه که تلخ
هیچ و پوچی شد و افسوس و من سردرگم
آرزو می کنم ای کاش
دو قدم دورتر از اکنونم
طعم نوری بچشم
که مرا شوق شود
غم و اندوه مرا پاک شود
نه سرابی باشد
که بسازم کوهی
و در افتم در چاه
......


پ.ن:
1. اینو امیر(رفیق دوستداشتنی من یکشنبه 16/12/88) برام نوشت دلم خواست امروز آپش کنم
2. عموم فوت کرد و پس فردا مراسم هفتمشه
3. خیلی خیلی خیلی ..........................




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 فروردین 1389 :: نویسنده : بنفشه

سلام

اولین سلام سال 89 با هزاران هزار آرزوی سلامتی و شادی و ....

سال نو مبارك




پ.ن:
1- سال نوت مبارك امیدوارم شاد باشی و خوشبخت
2- سال نوم مبارك امیدوارم شاد باشم و خوشبخت
3- سال نوی همه مبارك امیدوارم شاد باشید و خووشبخت
4- امیدوارم بر عكس هر سال كه اولش آرزوی شادی میكنم و هر سال سالم با بدترین غم و اندوه به پایان میرسه امسال خوب باشه و خوب تموم بشه. امیدوارم امسال آدم باشم و آزاد زندگی كنم ضمن اینكه امیدوارم خودم باشم ... خود خودم بی وابستگی، عشق و شكست
5-سلام زندگی .....................................من اومدم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 29 اسفند 1388 :: نویسنده : بنفشه


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بنفشه
نویسندگان
نظرسنجی
كدوم رو بیشتر دوس داری








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :