تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد

 

شكنجه
شکنجه بیشتر از این‌؟
که پیش چشم خودت‌
کسی که سهم تو باشد
به دیگران برسد
چه می‌کنی‌
اگر او را که
خواستی یک عمر
به راحتی
کسی
از راه ناگهان برسد...
رها کنی‌
برود
از دلت جدا باشد
به آن‌که دوست‌تَرَش داشته‌
به آن برسد
رها کنی‌
بروند و
دو تا پرنده شوند
خبر
به دورترین نقطه جهان برسد
نجمه زارع



پ.ن:
1- ازت گذشتم
2- دیگه نمیخامت
3- میخام نو باشم و تازه... میخوام خودم باشم... نمیخوام بیشتر از این در تو هضم و ناپیدا باشم
4- روزهای خوبی رو میگذرونم اما شبهای بدی
5- بازم دم خور یه رفیق قدیمی شدم ... دمخور بیخوابی های شبانه و آهنگ‌های سرشار از خاطرات زندگی
6- ...................................
نوشته شده توسط بنفشه در چهارشنبه 13 خرداد 1388 و ساعت 10:09 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 17 خرداد 1388 و ساعت09:26 ق.ظ

حال درون







              دیر زمانی در او نگریستم

                 چنان كه چون نظر از وی باز گرفتم

در پیرامون من

          همه چیزی به هیأت او در آمده بود

آنگاه دانستم كه مرا دیگر

                       از او گریزی نیست...


پ.ن:
1- امروز یكی از دوستام بی منظور و روی شوخی حرفی زد كه تمام بدنم لرزید...گفت خوش تیپ شده... تولدش بوده نكنه اینا رو هم هدیه گرفته؟؟؟!!!!
نمیدونم چرا اما انقدر بهش اعتماد دارم كه بدونم اینكاره نیس با اینحال نتونستم خودمو كنترل كنم و هق هقم رفت هوا ... حتی وقتی دیدمش نتونستم جلوی گریمو بگیرم و برای اینكه نبینه سرمو گذاشتم رو میز ... هنوز هدیه شو بهش ندادم
2- صداشو شنیدم ... نمیدونم بهتر شدم یا نه.... دلم آشوبه
3- خدایا تو قول دادی كه هر وقت هر كدوم از بنده هات دلشون شكست و دعایی كرد... تو انقدر بهش نزدیك شده باشی كه ..........
4- خدایا تنها نذار
نوشته شده توسط بنفشه در یکشنبه 10 خرداد 1388 و ساعت 04:05 ب.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 10 خرداد 1388 و ساعت04:15 ب.ظ

آیینه



آیینه چون شکست

قابی سیاه و خالی از او به جای ماند

با یاد دل که آینه بود

در خود گریستم

بی آینه چگونه در این قاب زیستم؟؟؟؟



مشیری


پ.ن:
1- روزای بدی رو میگذرونم
روزایی كه برای روزای گذشته سوگواری میكنم
2- ...................................................
نوشته شده توسط بنفشه در دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 و ساعت 05:07 ب.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388 و ساعت02:25 ب.ظ

آبی‌تر


آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خداخواست که دل تنگ بمیریم



پ.ن:
1- تو گروه كاریمون و گروه‌های دیگه رو كم كنی پیش اومده واسه همینم كارم زیاد شده یه كمی درگیری فكریم كم شده
حالا میفهمم وقتی فكرت مشغول كار بود و غرغرای منو نمیفهمیدی یعنی چی
2- هنوزم حلالت نكردم
3- دلم تنگ شده ..... نوحه سید فرزاد همش ورد زبونم شده اونجا كه میگه «نمازمو وقتی میخونم تو قنوتم دعای دل من دیدن كربلاته» و اونجاش كه میگه «بی غم عشقت نمیخوام زنده بمونم»
4-مهدیه بعد مكه خواب دیده من ازدواج كردم(البته با یه آدم خاص) و دارم میرم یه سفر زیارتی مثل كربلا. دیروزم گفت خواب دیدم داری یه خونه میسازی كه دیواراش بلند و سفیده
5-یه حس عجیبی دارم این روزا دلم یه حال و هوای دیگه داره
6-انگار از دنیا جدا شدم... تو كه رفتی زندگی برام یه معنی دیگه پیدا كرده...خدا بهم نزدیك‌تره
7-خدایا راضیم به رضای تو
نوشته شده توسط بنفشه در دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 و ساعت 11:49 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 و ساعت12:24 ب.ظ

Desined By: banafshe