تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد - از آینه ها دلگیرم
کاش میشد اشک را تهدید کرد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

سلام!!

اینه ها

دلگیرم

من از آینه ها دلگیرم

از تمامی آینه هایی که بر دیوار خاطراتم میخکوب شده‌اند دلگیرم

آنهایی كه تمامی تو را به تصویر میكشند

و من از وحشت چشمان سیاه تو می‌هراسم

از آینه‌ها دلگیرم

در آینه خاك گرفته ،لبخند خشكیده ات ، مرا به بند میكشد

تصویر تلخ تمسخرت ، به من دهن كجی میكند

و من از آینده‌ها دلگیرم

 

آه آینه ....

آینه ....

آینه ..

كاش نمی‌رهیدم از اینكه

 رو به آینهء خاطراتت

قلبم را رها كنم تا بدانی ، دوستت دارم

كاش میتوانستی  بشنوی و حس كنی

غرورم را از تایید مردم كوته بین

و من چه خودخواهانه ، احمق بودم .

 

هجوم رخوت روز رفتنت

لا به لای تَرَكهای آینه‌ها رسوخ می‌كند

و من باز به خویش می‌گویم :

  از آینه ها دلگیرم

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 بهمن 1385 :: نویسنده : بنفشه
سه شنبه 24 بهمن 1385 05:02 ق.ظ
خواستم یه چیزی بگم ولی كامنت ها رو دیدمباز یاد كلمه نگفتن افتادم ... بنفشه .... ای بابا
یا علی
شنبه 21 بهمن 1385 02:02 ق.ظ
سلام عزیزمنمیدونم ؟!هست؟!خودمم نمیدونم ...اره خیلی بدجور.... ببخشید اگر ناراحتت كردممرسی عزیزم ...وقتی میام بوی قدماتون رو حس میكنم ...شما هستید توبلاگم تو ذهنم و تو قلبممرسی مهربونمچشم سعی خودمو میكنمچشمتو هم همینطور
شنبه 21 بهمن 1385 05:02 ق.ظ
سلام اینا شعر نیستدری وریاییه بعضی وقتا به ذهنم میاددور از جونت....دشمنت بمیره گلم ...چیزی نشده ...دوباره اب و روغن قاطی كردممرسی ...همین دعا یعنی همه كار ...خدا به دعای دل پاك جامه عمل میپوشونهخدا رو شكر ...انشالله كه همه مامانا حالشون خوب خوب باشهمن كاری نكردم ...خدا رو شكر كه شرمندت نیستم و تونستم براش دعا كنم هر چند ناقابل ولی در حد توانچشم .....چشم.مرسی تو هم همینطور مهربونم
یکشنبه 22 بهمن 1385 01:02 ق.ظ
سلامممممممممممممممممممممم ژیگو جونم!چطوریا؟زیر سایه شما.... حكمنت میرم !!!!!!!!!!من تا اذان صبح رو دادن راه افتادم و رفتم میدون ازادی آخه به نظر من درسته كه نارضایتی و ... وجود داره اما یه سری چیزا هست كه نمیشه ازشون گذشت مثل جنگ ...مثل فوضولیای امریكا تو مسائل كشورمون و .... برای همین بود كه رفتم و تا اذان ظهر رو میدادن اونجا بودم بعد از نماز ظهر و عصر هم بود كه از خواب پاشدم دیدم تو رختخواب راهپیمایی كردم ...:دیخوبم ...الان خوبم... بهتر میشم...به زودی _ سنجد :دی _ تو چطوری؟!مرسی تو همیشه به من لطف داریراستی 4-5 شنبه دو تا مهمون یزدی داشتم.خیلی باحال بودنحرف میزدن یاد تو می افتادمكلی به یادت صفا كردیمخیلی خوش گذشت جات خالی بود یَتا شیرینی یزدی اورده بودن خیلی خوشمزه بود تو هم همینطور مهربونمقربانت
دوشنبه 23 بهمن 1385 12:02 ب.ظ
سلامچطوری خانومی گل؟اره خوبم ممنونمتو چطوری؟!من شرمندتم ...زود زود میام به دیدنت
دوشنبه 23 بهمن 1385 08:02 ق.ظ
سلام به روی ماهت عزیزمچطوری تو؟باز هم مثل همیشه....یا به قول برو بچ ...ایزن همیشهمرسی عزیزم .... گریه كن گریه قشنگه ...گریه سهم دلتنگه ... گریه كن گریه غروره ... مرحم این راه دوره .... سر بده آواز هق هق خالی كن دلی كه تنگه ...گریه كن گریه قشنگه گریه قشنگه.......دلت میخواد گریه كنی ،چون میفهمی چی میگم چون میتونی درك كنی حس كنی و بشكیمیاد نوبت اونا هم میشهمنم برای تو همین ارزو رو دارم عزیزمدلم برات خیلی تنگ شده بود
دوشنبه 23 بهمن 1385 11:02 ق.ظ
سلام سلام صد تا سلمچه عجب یاد ما كردی!!!!!!!!1خوبی تو میربون؟این حرفا رو نزن ... تو هیچ وظیفه ای نداریاصلا خودتو ناراحت نكنچه خبر از رئیست؟!بهتره ؟ مرخص شده؟!خودت چطوری ؟سرما خوردگیت چطوره؟دلم برات تنگ شده بودخیلی خوشحالم كه اینجایی
شنبه 21 بهمن 1385 01:02 ق.ظ
سلام به روی ماهتسعی میكنم برات پیدا كنم عزیزمچشمخدا به همرات
دوشنبه 23 بهمن 1385 11:02 ق.ظ
سلام
واقعا خجالت می كشم از اینكه تو این شرایط نتونستم رفیق و همدم خوبی برات باشم
دوشنبه 23 بهمن 1385 08:02 ق.ظ
سلام میربون ...

باز دلگیری عزیزم ...نبینم غم داشته باشی گل قشنگم ...ادم دلش میخواد گریه كنه اینارو كه میخونه ....

كو اون پست های شاد و شنگول كه ادم كیف میكرد بخونه ....

برات ارزوی خوشبختی میكنم دختر ناز ..
دوشنبه 23 بهمن 1385 12:02 ب.ظ
بهتری عزیزم؟
یکشنبه 22 بهمن 1385 01:02 ق.ظ
سلاممممممممممممم بنفشه خانوم گل...

خانوم گل تو كجایی؟؟ رفتی راهپیمایی...:دی..:دی

حال و احوال چطوره بنفشه؟ بهتری عزیز؟؟

ایشالا كه باشی ...
همین اومدم احوالی بپرسم و ببینم اینجاهایی یا نه...

خوب باشی عزیز...فعلا...
شنبه 21 بهمن 1385 05:02 ق.ظ
سلام گل بنفشه غمگینم...

از تك تك كلمات این شعر غم میباره...

الهی بمیرم برت چی شده قربونت برم؟؟؟.....

میدونم كه كاری نمیتونم برات بكنم اما دعا كردنو بلدم...ایشالا كارساز بشه برات...

مامانم حالش خیلی بهتره...ممنونم....همشو مدیون دوستای خوبی مثله تو هستم....

گل قشنگم میدونم روزگار خوبی نداری...اما خدارو یادت نره...توكل كن...حتی اگه به اندازه یه مو باریك شده باشی نمیزاره از هم گسسته بشی....

امید داشته باش و توكل....
شاد ببینمت گل زیبای من...بنفشه عزیز....
شنبه 21 بهمن 1385 02:02 ق.ظ
سلام بنفشه عزیزم...

یعنی كسی هم هست كه از اینه دلگیر نباشه؟؟؟

چته تو دختر...بد قاطی كردیا...درسته كه عادت داریم به این روال...ولی نمیخوام قسم بخورم از قاطی بودنت دلم میگیره ...دل منم اینجوریا كه نمیگیره كه...بد فرم...

من هر روز میام شاید روزی 2 ..3 دفعه عزیز حالا شاید كامنت نذارم ولی باور كن همیشه میام...

خیلی دعات میكنم...اصن دعا كردنو دوست دارم...

ایشالا كه حالت زودی خوب بشه و بشی بنفشه شادو پر از انرژی مثبت كه منم دلم نگیره زیادی...

سعی خودتو بكن تو بقیه اشم خدا درستش میكنه...

مواظب خودت باش...یا حق...
شنبه 21 بهمن 1385 01:02 ق.ظ
سلام دوست عزیزم خیلی خوشم اومد راستش یه متن یا یه شعر راجبه كسی كه بهش خیانت شده هم میخوام اگه تونستی برام به میلم بفرست . بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بنفشه
نویسندگان
نظرسنجی
كدوم رو بیشتر دوس داری








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :