تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد - میدونی چی شده؟
کاش میشد اشک را تهدید کرد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

زمانم داره كش میاد
میدونی چیه؟

تو یه تكیه گاهی... من یه كشم... یه سرم تو دست تو  ِ
میدونی داری باهام چیكار میكنی؟
میدونی داره چه اتفاقی میافته؟
خوب برات میگم... گوش كن... فقط یه بار گوش كن و خسته نشو، عصبانی نشو :

من یه كشم كه تو دستات اسیرم ... اگرم اسیر نباشم میمیرم.... فك كن این كشه یه روز خیلی محكم بود اننقدر محكم كه تو برای قوی كردن عضلاتت ازش استفاده میكردی... یه سرشو گرفتی تو این دستت و یه سرشو تو اون دستت... بكش... بكشش. بكششششششش
خیلی زمان احتیاج نداشت... كشه دید اسیرت شده، اسیر عضلاتت شده، اسیر قدرتت شده... خواست كمكت كنه كه تو قویتر باشی... یه كمی شل شد... تو چیكار كردی... كشیدی ... محكمتر كشیدی .... محكمتر و محكمتر كشیدی
كشه دردش میومد اما از اینهمه قدرت تو لذت میبرد... حالا انقدر بهت عادت كرده بود كه خودش گاهی بهت تلنگری میزد كه یادت نره میتونی تمام عصبانیت و غصه دنیا رو رو سرش خالی كنی
خیلی طول نكشید كه كشه طلی انقدر انعطاف پذیر شد كه دیگه دلتو زد... حس كردی دیگه به قدرت عضلاتت كمك نمیكنه... تقصیر كشه نبود... جنسشم بد نبود... شل و هرز هم نبود... گناهش این بود كه عاشق دستات شده بود... قصیه كیسه چایی و استكانو یه روز كه تو با خودخواهی بعد از مدتها رفتی سراغش برات تعریف كرد... تو فهمیدی
كش دیگه كش نبود ... موم بود تو دستات ... یه روز محكم یه روز نرم ... یه روز یه دست و كشدار یه روزكوتاه و بریده بریده ... آخه عاشق شده بود .... بدبختی وقتی شروع شد كه تو فهمیدی... از اون روز كشه شد بازیچت.

امروز حال داری ...میكشی .... امروز حال نداری ... پرت میكنی یه گوشه .... دیگه بازوهات انقدر قوی شده كه برای كشی كه یه روز میخواست فقط كمكش كنه عرض اندام میكنه... دیگه قبولش نداره

میدونی چی شده؟

هنوزم سر كش تو دستته... هنوزم كشه عاشقته...اما تو دیگه مثل اول به دیده محبت و دوستی به كشه نگاه نمیكنی... حالا دیگه انقدر اینكشه فرسوده شده كه بعضی از تارهاش از گوش و كنار در رفته... به قول دیگران نخ نما شده ... هرز شده ... جنسش بد نبود ... به خدا هرز نبود ... نخ نما نبود ... عاشق بود

میدونی چی شده؟

هنوزم سر كشه تو دستته ... تو دستت نمیمونه ... مثل زنجیر تو دست یه جاهل ... نه دور از جون ... نمیخوام بهت توهین كنم ... بزار بقیشو بگم تا بفهمی .... زنجیرو میندازه ... میكوبه اینور و اونور ... می افته تو جوب ...بر میداره ... باهاش دیگرونو میزنه ... دونه های زنجیر رو كه ارن باز میشن با دندون و انبر دست دوباره میبنده ... اما زنجیر از دستش نمیفته ... شایدیه تعلق خاطری بهش داره اما ..... نمیدونه این زنجیره هم با اینكه اینهمه دوسش داره اما خیلی وقتا هم دلش به درد میاد وهیچ وقت صداش در نمییاد

میدونی تا كی؟
هنوزم سر كشه تو دستته ... اما دیگه تو نیستی كه كشه رو میكشی... حالا دیگه به كشه وزنه آویزون شده... وزنه ای از جنس خاطره ، عشق ، غم غربت و تنهایی و .... مثل این میمونه كه تو سركشو بگیری تو دستت بعد به اون سرش وزنه آویزون كنی.... بعد تو روزای پراكنده و متناوب به این وزنه اضافه كنی... امروز وزنه خاطره... فردا وزنه دوری....دیروز غم غربت ... سه روز دیگه تنهایی... 4 ماهه دیگه ذوق اومدنت و بازی كرد با این كشه.... این كش به وزنه وزنه، هر روز كش میاد  ... وقتی وزنه سنگسنتر میشه بیشتر و بیشتر و بیشتر كش میاد....میخواد نیاد
میخواد مثل روزای اول باشه ... محكم باشه ... مثل اول بشه بلكه بازم برای تو مایه سنجش قدرت عضلاتت باشه اما نمیتونه وزنه ها خیلی سنگینن... پا به پای وزنه ها كش میاد مبادا دلت بشكنه ... مبادا برنجی ... مبادا نتونه وزنه ها رو تاب بیاره و تو به خاطر اینهمه ضعف رهاش كنی .... داره كش میاد ... كشه كش میاد ... زمان كش میاد ... خاطره كش میاد ... عشق كش میاد ...تا كی؟ ... تا وقتی كه مثل یه آدامس جویده شده و فاسد دونه دونه تارو پودش از هم جدا بشه و از بین بره
كشه تا اون روز صبر میكنه اما خداجون چی میشه؟ از عظمتت كم نمیشه... از بزرگیت كم نمیشه... از خزونه غیبت كم نمیشه... اگر تو بخوای میشه ... اراده كنی برات یه آنه... اراده كنی هیچ كس نمیتونه جلوی تو بایسته
فقط اراده كنی و بخوای كه كش بشه همون كش اولی و دمخور عضلاتی كه حالا قدرتشونو برای حمایت كشه بكار میبره




پ. ن :
خدایا خیلی دلم گرفته
خدایا من به هیچ چیز جز قدرت اراده تو ایمان ندارم
خدایا من هیچ چیز جز قدرت اراده تو نمیخوام






نوع مطلب : من و خدا م، حرف دلمو بزار بگم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 آذر 1387 :: نویسنده : بنفشه
یکشنبه 10 آذر 1387 09:10 ب.ظ
سلام
خاطرات همیشه خوبند
کش را باید برسونی به خدا
اون نمیاد پایین تو برو بالا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بنفشه
نویسندگان
نظرسنجی
كدوم رو بیشتر دوس داری








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :