تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد - نوشته بودی: نم اشكی و با خود گفتگویی
کاش میشد اشک را تهدید کرد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM


سلام

این هفته شدم جغد شوم بخت خودم

* نوشته بودی:

مردن هرگز به تلخی فراموش كردن یك بودن نیست
و من عجیب میترسم از اینكه كسی را كه فراموش نكرده‌ام، فراموشم كرده باشد.


یادته؟؟؟؟ آشناس برات؟؟؟


* ادامشم اینه :

پ.ن: در رابطه با مرگ توتم
مرگ یعنی بدانی كسی برایت میمیرد یا لااقل به عشق تو نفس میكشد و بعد زندگی را هم دوست ندارد چه برسد به بی تو زندگی كردن را و بعد آن را هم از او بگیری به جرم جنونش یا اشتباهش یا اصلا تقصیرش، در خلاء نبودنت حبسش كنی تا به مرگ تدریجی برود و ... بمیرد.
مرگ یعنی اینكه بدانی كسی بی تو بی ستاره ات هفت آسمانش شب است خورشید نمیشناسد روز ندارد لحظه نمیفهمئ ساعتش روی آخرین لمس حضور تو مانده است و بدانی و بگذاری به همان حال بماند تا بمیرد؛ تومیدانی من چه میكشم؟؟؟؟ چیزی فراتر از درد.


یادت اومد؟؟؟
پس تو شعورشو داری اما تو عالم بی عملی
تو عمدا اینكارا رو میكنی


پ.ن من:
1- پس تو میدانی منم چه میكشم؟؟؟ چیزی فراتر از درد
2- تكرار مكررات نكن
3-خدایا بزار جدا بشه این جونی كه هر لحظه میاد بالا و دوباره میره پایین... تا كی عذاب؟ گناهام پاك نشده؟؟
4- ......................................................






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 7 اسفند 1388 :: نویسنده : بنفشه
شنبه 15 اسفند 1388 07:09 ب.ظ
من فکر کنم بدونم چته! دلت شکسته ! دلیل اینهمه درد و ناراحتیت همینه! راستی یه کتاب هست به اسم چگونه قلب شکسته مان رو درمان کنیم ! شاید به دردت بخوره فردا اسم نویسندش رو بهت میگم
بنفشهآفرین
سه چراغ روشن برای خنگول جون خودمون
بالاخره فهمیدی ها
تو كتابداری خوندی یا تو كتابخونه درس میخونی؟ :)
باشه من منتظرم
حتما كمكم میكنه
شنبه 15 اسفند 1388 07:04 ب.ظ
این نیز بگذرد
بنفشهبله میگذرد اما آنچنان كه سیخ از كباب
شنبه 15 اسفند 1388 07:02 ب.ظ
سلام
بنفشهسلام عزیزم
دلم برام تنگ شده بود
كجا بودی؟
یکشنبه 9 اسفند 1388 03:46 ب.ظ
سلام
اگه پاهات دیگه جونی واسه وایسادن و تحمل وزن زندگی رو ندارن
وزنت رو کم کن !!
نگران نباش
من بدبخت تر از تو
تو بد بخت تر از من
همه بدبختیم
مدرک و پول و جایگاه و مقام و استخدام و هرچی تو این دنیاست
فقط ظواهره
واسه فریبه
در اصل بدبختیم
اینها یه نقابه بر چهره بربختی ما
ای بازیگر قصه نخور ما هممون مثل همیم
صبح ها که از خواب پا میشیم
نقاب به صورت میزنیم
یکی معلم میشه و
یکی میشه خونه به دوش
.....
خب با این همه بدبختی
چی کار میشه کرد؟
یه جا بشینیم و بابت بدبختی هامون گریه کنیم
یا سعی کنیم از لحظه هامون بهره مطلوب تری ببریم؟
هر لحظه غصه خوردن
خیلی لذت بخش نیست
دنبال چیزی باش که ازش لذت بیشتری ببری
بنفشهمثلا چه چیزی؟
نامردی مردم؟
بدبختی؟
حماقت خودم
خیانت دیگری
اعتمادم ؟ ارزشم و عمرم كه سوخت و خاكستر شد
و یا چیزایی كه تو میدونی؟
برای كدومش خوشحال باشم
من مثل تو خوشبین نیستم و نمیتونم باشم
تو كه میدونی


راستی ......................
چرا دنیا اینطوریه؟ چرا؟؟؟
یکشنبه 9 اسفند 1388 12:28 ب.ظ
سلام
هنوز وقتش نشده که بی خیال غم و اندوه بشی ؟
من از وقتی یادمه دارم نصیحتت می کنم !!
بیا و بی خیال بعضی چیزها شو اصلا
دیروز یه دوستی یه روایتی رو گفت
که البته الان کاملش یادم نیست
می گفت: بزرگی میگه
5 چیز شما به 5 چیز دیگر می خندد
تقدیر شما به تدبیر شما
روزی شما به طمع شما
عمر شما به آرزوهای بلند و طولانی شما
اون 2 تای دیگه یادم رفت
بنفشهسلام
من میخوام بیخیال شم
اما تا بیخیال میشم
یه چیزی پیش میاد كه با خیال میشم
تو كه منو میشناسی میدونی چه زود تو ذوقم میخوره

اما الان دیگه واقعاااااااااااااااااااااااااااااااااااا شوره
دیگه حوصله مسخره بازیای این دنیا رو ندارم

راستی معلومه تو كدوم ... هستی؟؟؟
جمعه 7 اسفند 1388 06:26 ب.ظ
همیشه پاك شدن گناه نیس كه
گاهی پله اس برای بالا رفتن
بنفشهمن نمیخوام بالا برم
چرا باید اول این نردبون باشم
نمیشد قدم بزنیم و با هم سربالایی رو بالا بریم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بنفشه
نویسندگان
نظرسنجی
كدوم رو بیشتر دوس داری








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :