تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد - گسست
کاش میشد اشک را تهدید کرد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

آتشی بود و فسرد

رشته‌ای بود و گسست

دل چو از بند تو رست

جام جادویی اندوه شکست


پ.ن:

1- دل چو از بند تو رست جام جادویی اندوه شكست

2- آزادددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

3- امشب مامانم میاد كلی حرف دار بزنم براش

4- من ..............

5-  الو سلام منزل خداست؟

 این منم مزاحمی که آشناست

هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

 شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

 به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟

 الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟

 چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟

 خوب و صاف و واضح و رساست؟

 اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام

 که گریه بر تمام دردها شفاست

 دل مرا بخوان به سوی خود ........





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 اسفند 1388 :: نویسنده : بنفشه
سه شنبه 25 اسفند 1388 10:42 ق.ظ
چه احساسات قشنگی داری.
بهم سر بزن
چهارشنبه 19 اسفند 1388 05:18 ب.ظ
سلام
من رمانم رو آپ کردم
بیا که منتظرم
نظر یادت نره
چهارشنبه 19 اسفند 1388 04:27 ب.ظ
باسلام دوباره
ازحضورسبزتان بسیارممنون وسپاسگزارم
ساعات خوشی برایتون آرزومندم
اماشماهم بیاییدبابنفشه های من باهم به پیشوازبهارزیبابرویم،بهاربدون بنفشه لطف وصفایی ندارد،درواقع بدون حضوربنفشه هابهاران ازراه نمی رسد
درباغ آرزوهاچشم به راه شماهستیم

روزوروزگارتان خوش همراه باشادی وشادابی
دوشنبه 17 اسفند 1388 08:18 ب.ظ
سلام
وب جذاب وگیرایی داریدبامناظردیدنی
موفق باشید
دوشنبه 17 اسفند 1388 06:31 ب.ظ
سلام
قشنگ بود
سر بزن
نظر یادت نره
دوشنبه 17 اسفند 1388 09:48 ق.ظ
دیگه همه چی لو رفت ....
هویت واقعی زبون دراز مشخص شد
حتی ازش عکس هم گرفتن
اینا ها اینم عکسش
http://tehranpic.net/images/xg2jbqz76jwdnzda0px.jpg
بنفشهخیلی مسخره ای

كلی خندیدم
خدا كنه خودشم بیاد ببینه
یکشنبه 16 اسفند 1388 11:57 ب.ظ
آرزوها
در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم
بی خبر از همه عالم شوم امّا نشدم
بر در پیر خرابات نهم روی نیاز
تا به این طایفه محرم شوم امّا نشدم
هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
تا باسماء معلّم شوم امّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم امّا نشدم
فارغ از خویشتن و واله ی رخسار حبیب
همچنان روح ِ مجسّم شوم امّا نشدم
سر و پا گوش شوم پای به سر هوش شوم
کز دَم ِ گرم تو مُلهَم شوم امّا نشدم
از صفا راه بیابم به سوی دار فنا
در وفا، یار مسلّم شوم امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه ی دل، هرچه بُت است
تا بر دوست مکرّم شوم امّا نشدم
آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث
در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم


یکشنبه 16 اسفند 1388 05:47 ب.ظ
همین جوری اومده بودم یه سری بهت بزنم
شعرم گرفت !!
موقع کامنت گذاشتن گفتم
یه اشتباه تایپی هم داره
خواستی پست بعدی بذاری
تصحیحش کن
بنفشهآره درستش می‌كنم
قشنگ بود
دوستش داشتم
مرسی
یکشنبه 16 اسفند 1388 04:39 ب.ظ
سلام
اشتباه حدس زدی نه کتابدارم و نه تو کتابخونه درس میخونم !
و اما اسم نویسنده : پل مکینا ، هاگ ویلبرن ،
مترجم : هنگامه بلورساز مشهدی

بنفشه:) :-*
یکشنبه 16 اسفند 1388 12:50 ب.ظ
مشکلی نیست
فقــــــــــط
روزگار غم بار است
دیدگانم نم ناک
خسته و دل زده ام از هر چیز
نای رفتن
یار نیست پای مرا
سرگذشتم نه سیاه - نه سپید
اندکی نارنجی
دوردست نیز نمایانم نیست
کور سویی که در آن تاریکی است
نه که تحریک کند
شوق مرا
بر ماندن
بر رفتن ....
مانده ام سر گردان
بر چرایی زمان
بر گذشتی که نه خوش بود - نه بد
نه که شیرین - نه که تلخ
هیچ و پوچی شد و افسوس و من سردرگم
آرزو می کنم ای کاش
دو قدم درتر از اکنونم
طعم نوری بچشم
که مرا شوق شود
غم و اندوه مرا پاک شود
نه سرابی باشد
که بسازم کوهی
و در افتم در چاه
......
بنفشهانشالله
دوستش داشتم
میزارمش پست بعدی باشه؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بنفشه
نویسندگان
نظرسنجی
كدوم رو بیشتر دوس داری








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :