تبلیغات
کاش میشد اشک را تهدید کرد - كاش میفهمیدی
کاش میشد اشک را تهدید کرد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
سلام


کاش می فهمیدی
که شبی قلب مرا باران برد
کاش می فهمیدی
که تو باران بودی
کاش می دانستی که سکوتت تلخ است
آه این دیوار است
و تو یک قاب به این دیواری
آنشب آرام تو را می دیدم
که مرا می بردی
به کجا!
کاش نمی دانستم
روح و قلب و نفسم مال تو بود
تو مرا می بردی به سکوت ساحل
و تو ساحل بودی
آنشب از عشق برایت گفتم
از همان پل که میان من و توست
و تو عابر بودی
که گذشتی از من و گذشتم از پل
هیچ در یادت هست؟!
آنشب از درد برایت گفتم
از همان درد شکستن در هیچ
که شکستی در من و شکستم در خویش
هیچ در یادت هست
من تو را بوسیدم
تو مرا سوزاندی
و تو آتش بودی و تو آتش هستی …



پ.ن:

باز هوا بارونی شد
لعنت به من به تو به بارون و به همه خاطره ها




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 آبان 1389 :: نویسنده : بنفشه
دوشنبه 21 آذر 1390 02:08 ق.ظ
عالی بود... عالی بود ... عالی بود
چهارشنبه 10 آذر 1389 11:50 ق.ظ
سلام خوبی بنفش جون زیبا نوشتی
پرپرواز بروز شد دعوتت میکنه تا به دیدنش بییایی
خوشحال میشم اگر بیایی
منتظر حضور گرمت هستم
یکشنبه 16 آبان 1389 01:34 ب.ظ
حالا چرا به بارون لعنت می فرستی من دوستش دارم
شنبه 15 آبان 1389 04:17 ب.ظ
سلام بنفشه عزیز واقعا وبلاگ جالبی داری از اینکه مهمان وبلاگم شدی خیلی متشکرم.
راستی یه تشکر دیگه هم بخاطر لینک کردنم توی وبلاگ قشنگت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بنفشه
نویسندگان
نظرسنجی
كدوم رو بیشتر دوس داری








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :